ریحانه طلاریحانه طلا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

رد پای عشقمون

برای عزیزترینم

1391/4/14 20:45
نویسنده : مامان زهرا
216 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نازکم، عزیز دلم

می دونم این چندوقته نیومدم برات بنویسم کوتاهی کردم ، خیلی سرم شلوغ بوده

از یه طرف داریم نزدیک میشیم به روز موعود که فرا رسیدن حضور توی قشنگمه و من حسابی سنگین شدم، استرس دارم ولی بی نهایت خوشحالم و لحظه شماری می کنم برای لمس وجودت، از یه طرف سر کار حسابی خسته میشم و از یه طرف آماده کردن شرایط و ردیف کردن کارا برا حضورته

الان هم که اومدم حسابی کار دارم

می دونی نازگلم سالگرد عقد من و باباییتهقلب

بابای مهربونت از سرکار زنگیده و سر ساعتی که من بله گفتم، حسابی منو غافلگیر کرد و بهم تبریک گفتماچ

حالاهم زنگید و گفت حاضر بشم تا اون هم مرخصی بگیره و بیاد و بریم یه عاشقونه دیگه در دفتر خاطرات قلب و ذهنمون ثبت کنیم

از خدا می خوام همه عاشقا، مامان و باباهای گل خوشبخت باشن و در کنار هم لحظات زیباییو ثبت کنن

خوشکل من ایشاله سال دیگه تو هم تو شادیمون غرقیقلبقلبماچ

به دنبال قشنگ ترین واژه ها و کلمات میگردم

اما هیچ کلمه و واژه ای نمیتواند

عظمت حضور تو را در زندگی من وصف کند

فقط میگویم "دوستت دارم نفسم،همسرم،عزیزتر از جانم"

سالگرد یکی شدنمون مبارک

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)