برای عزیزترینم
سلام نازکم، عزیز دلم
می دونم این چندوقته نیومدم برات بنویسم کوتاهی کردم ، خیلی سرم شلوغ بوده
از یه طرف داریم نزدیک میشیم به روز موعود که فرا رسیدن حضور توی قشنگمه و من حسابی سنگین شدم، استرس دارم ولی بی نهایت خوشحالم و لحظه شماری می کنم برای لمس وجودت، از یه طرف سر کار حسابی خسته میشم و از یه طرف آماده کردن شرایط و ردیف کردن کارا برا حضورته
الان هم که اومدم حسابی کار دارم
می دونی نازگلم سالگرد عقد من و باباییته
بابای مهربونت از سرکار زنگیده و سر ساعتی که من بله گفتم، حسابی منو غافلگیر کرد و بهم تبریک گفت
حالاهم زنگید و گفت حاضر بشم تا اون هم مرخصی بگیره و بیاد و بریم یه عاشقونه دیگه در دفتر خاطرات قلب و ذهنمون ثبت کنیم
از خدا می خوام همه عاشقا، مامان و باباهای گل خوشبخت باشن و در کنار هم لحظات زیباییو ثبت کنن
خوشکل من ایشاله سال دیگه تو هم تو شادیمون غرقی


به دنبال قشنگ ترین واژه ها و کلمات میگردم
اما هیچ کلمه و واژه ای نمیتواند
عظمت حضور تو را در زندگی من وصف کند
فقط میگویم "دوستت دارم نفسم،همسرم،عزیزتر از جانم"
سالگرد یکی شدنمون مبارک


برای عزیزترینم
