برای فرشته ام
سلام عزیزم قشنگم فرشته نازم
خیلی وقته نیومدم بنویسم به خاطر مشغله های زیادم بوده عزیزم
این روزا تا تکون می خوری به خاطر میارم خدای مهربون رو که ازش خواستم یه فرشته کوچولو بهم بده، انگار همین دیروز بود که من و بابایی جای خالی شمارو احساس کردیم و با توکل به خدای مهربون جوانه شما در من شروع به رشد کرد تا حالا که دیگه وقتشه گل من پا به این دنیا بزاره و تجربه ی جدیدی برای زندگی آغاز بشه
خوشحالم که تورو دارم
دلم برای این همه مدتی که در وجود من بودی و همه جا با من بودی تنگ میشه و چشمانم نم اشک را در خود می بینند
می دونم حضور تو و عطر تن تو یه چیز دیگه است برای همین لحظه شماری می کنم برای آغوش گرفتنت و لمس تن از جنس حریرت
من و بابایی بی نهایت دوست داریم و هر روزمون رو به امید هرچه زودتر دیدن تو شروع می کنیم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برای فرشته ام
